مفهوم ضرب المثل از ماست که بر ماست

نتیجه تصویری برای عکس برای ضرب المثل از ماست که بر ماست

ضرب المثل از ماست که بر ماست  این نکته را یاد آوری می کند که اتفاقات و حوادث زندگی ما، نتیجه ی عملکرد خود مان می باشد و نباید به خاطر آن ها دیگران را مقصر بدانیم و سرزنش کنیم.


انسان از عقل و اندیشه بر خوردار است و لازم است قبل از هر اقدامی درباره نتایج عملکرد خود خوب فکر کند تا در آینده در گیر مشکلات نشود.

در واقع اگر فردی به خاطر سهل انگاری دچار مشکلی شد قبل از هر چیزی باید اشکالات خود را قبول کرده و آن ها را اصلاح کند در غیر این صورت محکوم به تکرار اشتباهات گذشته خواهد بود.

در این میان نیز کسانی هستند که به جای رجوع به خود و اصلاح اشتباهات، همیشه دیگران را مقصر می دانند متاسفانه این افراد در زندگی همیشه شکست خواهند خورد.

این نکته آن قدر مهم است که حتی در قرآن کریم نیز اشاراتی به آن شده است.

آیه ی ” خداوند [سرنوشت] قومی را تغییر نمی‌ دهد مگر این که خود شان تغییر دهند. (رعد: 11) ” و ” هر مصیبتی که به شما می‌ رسد به خاطر اعمالی است که انجام داده‌ اید. (شوری: 30) ” مربوط به همین موضوع است.

در زبان فارسی ضرب المثل های دیگری وجود دارند که دارای همین مفهوم هستند.

تعدادی از این ضرب المثل ها “ خودم کردم که لعنت بر خودم باد ” ، ” خود کرده را تدبیر نیست ” و ” کرم از خود درخت است ” می باشند.

اما ریشه ی این ضرب المثل به قطعه شعری از ناصر خسرو قبادیانی بر می گردد.

خلاصه داستان این ضرب المثل :

روزی عقابی به قصد شکار در آسمان به پرواز در آمد و در حالی که از شکوه و زیبایی بال ها و پرواز زیبایش مغرور شده بود گفت:

اکنون جهان زیر پای من است و هر جنبده ای که در زمین باشد از چشم تیز بین من دور نخواهد ماند. اگر تکه مویی در دریا ها باشد یا پشه ای بر سر علفی تکان بخورد، من آن را خواهم دید.

اما ناگهان تیر انداز ماهری تیری را به طرف عقاب پرتاب کرد و از شانس بد، تیر مستقیم به بال عقاب خورد او را به زمین انداخت.

عقاب مغرور بر زمین افتاده و مانند ماهی بی قراری می کرد و بال هایش را باز و بسته می کرد تا بتواند دوباره پرواز کند.

او با خود گفت: تعجب می کنم که این تیر که از جنس چوب و آهن است با این سرعت از کجا به طرف من پرتاب شد؟ و نگاهی به تیر کرد که در بالش فرو رفته بود ادامه داد: نمی توان کسی دیگری را سرزنش کرد زیرا هر اتفاقی که برای من افتاد به خاطر غرور و خود خواهی خودم بود.

مصطفی رحماندوست در کتاب ضرب‌المثل‌های خود که برای مخاطب کودک و نوجوان نوشته شده و مهدیه جوکار تصویرگری آنرا بر عهده داشته، ریشه این ضرب‌المثل را به شرح زیر آورده است. البته طبیعتا آنچه در این بخش می‌آید خلاصه ای از ماجراست. 

*****************

آورده‌اند که... 
مردم شهری بودند که هرگاه پادشاهشان می‌مرد، بازی شکاری را به پرواز درمی‌آوردند و آن باز بر شانه هرکس می‌نشست او می‌شد، پادشاه. از قضا این بار قرعه فال و همای سعادت بر شانه «بخت‌النصر» نشست. 

حال این بخت‌النصر که بود؟ او جوانی بود که در کودکی پدر و مادر از دست و گرگ ماده‌ای او را شیر داده بود، از همین رو پیران شهر و مردان دانا او را فردی ظالم و بدذات می‌دانستند و موافق شاهی او نبودند.

اما چه می‌شود کرد که این یک رسم میان عامه مردم بود. بخت‌النصر شد شاه و تا می‌توانست ظلم و ستم می‌کرد و دارایی مردم غارت می‌کرد. به شهرهای اطراف حمله می‌کرد و از قضا هربار از مردم شهر می‌پرسید که چه کسی ظالم است من یا خدا؟ من به شما بیشتر ظلم می‌کنم یا خدا که چون منی را نصیب شما کرده است؟ طبیعی بود بیان هر پاسخی اهانت محسوب می‌شد و آن فرد و اعوان و انصارش کشته می‌شدند.

نوبت حمله به شهر هگمتانه رسید که همدان امروزی است. جوانی از مردم هگمتانه شتر و بزی را با خود همراه کرد و قبل از لشکرکشی بخت‌النصر به شهر به نزد او رفت. به او گفت: «مردم شهر ریش‌سفید و بزرگ خود را فرستاده‌اند تا جواب پرسش‌هایتان را بدهند.» بخت‌النصر تعجب می‌کند و جوان در پاسخ به این تعجب می‌گوید: ما بزرگ‌تر از شتر و ریش‌سفیدتر از بز را در شهرمان پیدا نکردیم. شما اما زبان آنها را نمی‌فهمید. من حرف‌های آن‌ها را برای شما نقل خواهم کرد. 

بخت‌النصر مسخره‌کنان گفت: «خوب، از آن‌ها بپرس که من ظالمم یا خدا؟»

جوان رو کرد به بز و شتر. صداهای عجیب و غریبی از خودش در آورد و بعد گوشش را برد جلو دهان بز و شتر و طوری وانمود کرد که دارد جوابشان را می‌شنود و می‌گوید: «قربان! بزرگ و ریش‌سفید شهر ما می‌گویند که نه شما ظالمید نه خدا، ما خودمان ظالمیم که این بلاها سرمان می‌آید. می‌گویند از ماست که بر ماست. اگر ما عقلمان را به پرواز یک باز شکاری نمی‌سپردیم و با شور و مشورت شاه انتخاب می‌کردیم، حالا اسیر یک چنین بدبختی و حال و روزی نبودیم.»

بخت‌النصر که فهمید با مردم این شهر نمی تواند مثل مرد شهرهای دیگر رفتار کند از جمله به آنجا چشم پوشید و گفت: «پس مردم این شهر، همه دانا هستند.» و اسم همه دانا یا همدان روی آن شهر ماند.

از آن به بعد، هر وقت مردم بخواهند به این مطلب اشاره کنند که دلیل همه اتفاق‌های خوب و بد، رفتار خودمان است، می گویند: «از ماست که بر ماست.»

معنی و مفهوم : پذیرش اشتباهات و سرزنش کردن خودمان به خاطر کار اشتباهی که انجام داده ایم.


برچسب ها: ضرب المثل،  

تاریخ : پنجشنبه 6 تیر 1398 | 02:53 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب هواداران چاوشی
  • وب فروشگاه اینترنتی
  • وب ندای معلم
  • وب پنل پیامک