خاتم حضرت سلیمان (ع) و داستان وی با دیو


نتیجه تصویری برای عکس برای حكایت دیو و سلیمان

حضرت سلیمان(ع) فرزند داود، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و سلیمان به دولت آن نام، دیو و پری را تسخیر کرده و به خدمت خود در آورده بود، چنانچه برای او قصر و ایوان و جام ها و پیکره ها می ساختند. این دیوان، همان لشکریان نفسند که اگر آزاد باشند، آدمی را به خدمت خود گیرند و هلاک کنند و اگر دربند و فرمان سلیمان روح آیند، خادم دولت سرای عشق شوند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: حکایت های خواندنی!!!،  ادبیات, شعر, داستان , تاریخ،  داستانهای کوتاه وخواندنی، 
برچسب ها: حکایت کوتاه، حکایت آموزنده، حکایات کوتاه و آموزنده، حضرت سلیمان، خاتم سلیمان، جهانگیر کریمی، مذیریت وبسایت شب شکن2،  

تاریخ : چهارشنبه 24 مهر 1398 | 06:31 ق.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات

حکایت بسیار خواندنی و آموزنده در بارۀ « مسئولیت پذیری»


نتیجه تصویری برای عکس در بارۀ « مسئولیت پذیری»


مردی، پسر تنبلی داشت که از زیر کار در می رفت و همه چیز را به شوخی می گرفت. روزی او را نزد شیوانا* آورد و گفت: از شما می خواهم به این پسر من چیزی بگویید که دست از این تنبلی و بی تفاوتی اش بردارد و مثل بقیه بچه های این مدرسه به دنیای واقعیت و کار و تلاش برگردد.


-----------------------------------
*شیوانا در لغت به معنی «خدای عشق، معرفت و دانایی» است اما در فضای مجازی بیشتر از آن که هویتش صاحب آن مشخص باشد، حکایت‌ها و داستانک معرفتی وی شناخته شده‌ است. این که شیوانا کیست، آیا شخصیت واقعی هندی، ژاپنی و یا تخیلی ایرانی است، نظر واحدی وجود ندارد.

ادامه مطلب

طبقه بندی: حکایت های خواندنی!!!،  ادبیات, شعر, داستان , تاریخ،  داستانهای کوتاه وخواندنی، 
برچسب ها: داستان مسئولیت پذیری، داستان، داستانک، داستان کوتاه، داستان های آموزنده، داستان و حکایت آموزندۀ مسئولیت پذیری، جهانگیر کریمی،  

تاریخ : چهارشنبه 24 مهر 1398 | 06:01 ق.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
جدانویسی یا سرهم نویسی ، دستور زبان فارسی
این مطلب را به جدانویسی یا سرهم نویسی کلمات در زبان فارسی اختصاص داده ایم.

ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات, شعر, داستان , تاریخ، 

تاریخ : شنبه 17 آذر 1397 | 12:19 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
دانلود رایگان کتاب یادنامه صبا گزیده ای از اشعار شعرای انجمن ادبی صبای کاشان

نتیجه تصویری برای دانلود کتاب یادنامه صبا گزیده ای از اشعار شعرای انجمن ادبی صبای کاشان
برای دانلود رایگان کتاب به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات, شعر, داستان , تاریخ،  دانلود رایگان کتاب، 

تاریخ : پنجشنبه 12 مهر 1397 | 11:10 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
دانلود رایگان کتاب برگزیده اشعار مهدی اخوان ثالث سر کوه بلند مرتضی کاخی
نتیجه تصویری برای دانلود رایگان کتاب برگزیده اشعار مهدی اخوان ثالث سر کوه بلند مرتضی کاخی

برای دانلود رایگان کتاب، بر روی لینک زیر کلیک کنید




طبقه بندی: ادبیات, شعر, داستان , تاریخ،  دانلود رایگان نرم افزارهای رایانه وموبایل، 
برچسب ها: برگزیده اشعار اخوان ثالث،  

تاریخ : پنجشنبه 12 مهر 1397 | 10:58 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
دانلود رایگان کتاب سیر رباعی از دکتر سیروس شمیسا
نتیجه تصویری برای دانلود رایگان کتاب سیر رباعی از دکتر سیروس شمیسا

برای دانلود رایگان کتاب، بر روی لینک زیر کلیک کنید




طبقه بندی: ادبیات, شعر, داستان , تاریخ،  دانلود رایگان کتاب، 

تاریخ : پنجشنبه 12 مهر 1397 | 10:47 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات

گلچین زیباترین شعر و غزلیات کوتاه سعدی در مورد عشق

اشعار کوتاه عاشقانه از غزلیات سعدی شیرازی
اشعار کوتاه عاشقانه از غزلیات سعدی شیرازی

گلچین غزلیات عاشقانه سعدی

غزلیات عاشقانه سعدی

ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر کلاسیک،  عکس نوشته های عاشقانه ورمانتیک،  نوشته های کوتاه وجملات جالب،  ادبیات, شعر, داستان , تاریخ، 
برچسب ها: سعدی شیرازی،  

تاریخ : یکشنبه 1 مهر 1397 | 05:31 ق.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
قصه ی شهر سنگستان، از مجموعه شعر «از این اوستا» مهدی اخوان ثالث
دو تا كفتر 
نشسته اند روی شاخه ی سدر كهنسالی 
كه روییده غریب از همگنان در ردامن كوه قوی پیكر 
دو دلجو مهربان با هم 
دو غمگین قصه گوی غصه های هر دوان با هم 
خوشا دیگر خوشا عهد دو جان همزبان با هم 
دو تنها رهگذر كفتر 
نوازشهای این آن را تسلی بخش 
تسلیهای آن این نوازشگر 
خطاب ار هست : خواهر جان 
جوابش : جان خواهر جان ....

ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر معاصر،  ادبیات, شعر, داستان , تاریخ، 
برچسب ها: مجموعه شعر از این اوستا، مهدی اخوان ثالث،  

تاریخ : جمعه 30 شهریور 1397 | 04:18 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
گل من گریه مكن ! از مهدی سهیلی!

گل من گریه مكن . 
كه در آئینه ی اشك تو غم من پیداست 
قطره ی اشك تو داند: كه غم من دریاست . 
گل من گریه مكن 
سخن از اشك مخواه 
كه سكوتت گویاست 
از نگه كردنت احوال تو را می دانم 
دل غربت زده ات - 
بینوایی تنهاست . 
من و تو می دانیم 
چه غمی در دل ماست .
***** 

ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر معاصر،  ادبیات, شعر, داستان , تاریخ، 
برچسب ها: مهدی سهیلی،  

تاریخ : جمعه 30 شهریور 1397 | 04:12 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات

فروغ‌الزمان فرخ‌زاد (زادهٔ ۸ دی ۱۳۱۳، تهران — درگذشتهٔ ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، تهران)، معروف به فروغ فرخزاد و فروغ، شاعر نامدار معاصر ایران است. وی پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه شعر معاصر فارسی هستند. فروغ فرخزاد در ۳۲سالگی بر اثر واژگونی اتومبیل درگذشت.


ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات, شعر, داستان , تاریخ،  مطالب جالب وخواندنی، 
برچسب ها: فروغ فرخزاد، زندگینامه،  

تاریخ : جمعه 29 تیر 1397 | 11:47 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
فرانتس کافکا نویسنده‌ای‌ست با ریشه‌هایی عمیق در واقعیت که جهان و انسان محصور این جهان را جراحی می‌کند؛ نویسنده‌ای که آثارش بازتاب تقاطع فرهنگ‌های بوهمی، یهودی و آلمانی است.

ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات, شعر, داستان , تاریخ،  مطالب جالب وخواندنی، 

تاریخ : جمعه 29 تیر 1397 | 11:31 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
تاریخ : پنجشنبه 24 خرداد 1397 | 03:34 ق.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
غزل بسیار زیبای « سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد»  از حافظ شیرازی
Image result for ‫عکس حافظ‬‎

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد 

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد

 

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش

کو به تایید نظر حل معما می‌کرد

دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست

و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد

 

گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم

گفت آن روز که این گنبد مینا می‌کرد 

بی دلی در همه احوال خدا با او بود

او نمی‌دیدش و از دور خدا را می‌کرد

 

این همه شعبده خویش که می‌کرد این جا

سامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد

گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند

جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد

 

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید

دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد 

گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست

گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد





طبقه بندی: شعر کلاسیک،  ادبیات, شعر, داستان , تاریخ، 
برچسب ها: حافظ، غزل،  

تاریخ : شنبه 1 اردیبهشت 1397 | 09:47 ق.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
«گوهر فروش» شعر بسیار زیبا و خواندنی استاد شهـریار

Image result for ‫عکس از شهریار‬‎

یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم 

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

  

تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین جگرم...

                                        بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر معاصر،  ادبیات, شعر, داستان , تاریخ، 
برچسب ها: شهریار، محمدحسین شهریار، شاعر معاصر،  

تاریخ : چهارشنبه 29 فروردین 1397 | 01:08 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
« مقابل روی تو» از شیخ اجل سعـدی شیرازی
Image result for ‫عکس از سعدی شیرازی‬‎

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم


دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم


شوقست در جدایی و جورست در نظر

 

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم...

                                                 بقیه در ادامۀ مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر کلاسیک،  ادبیات, شعر, داستان , تاریخ، 
برچسب ها: سعدی شیرازی، شعر مقابل روی تو،  

تاریخ : چهارشنبه 29 فروردین 1397 | 12:30 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
«اشکی در گذرگاه تاریخ» شعری زیبا از زنده یاد فریدون مشیری
Image result for ‫عکس از فریدون مشیری‬‎

اشکی در گذرگاه تاریخ



از همان روزی که دست حضرت قابیل

گشت آلوده به خون حضرت هابیل


از همان روزی که فرزندان آدم

زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید


آدمیت مرد

گرچه آدم زنده بود...


                                        بقیه در ادامۀ مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر معاصر،  ادبیات, شعر, داستان , تاریخ، 
برچسب ها: فریدون مشیری، اشکی در گذرگاه تاریخ،  

تاریخ : چهارشنبه 29 فروردین 1397 | 12:11 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
شعـری بسیار جالب از فریـدون مشیری

ای همه گل های از سرما کبود

خنده هاتان را که از لب ها ربود ؟

مهر، هرگز این چنین غمگین نتافت

باغ، هرگز این چنین تنها نبود

 

تاج های نازتان بر سر شکست

باد وحشی چنگ زد در سینه تان

صبح می خندد خودآرایی کنید!

اشک های یخ زده، آیینه تان

 



ادامه مطلب

طبقه بندی: شعر معاصر،  ادبیات, شعر, داستان , تاریخ، 
برچسب ها: شعر، فریدون مشیری،  

تاریخ : چهارشنبه 29 فروردین 1397 | 12:01 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
شاهکار ادبی - نامه بدون نقطه" یک رعیت در زمان ناصرالدین شاه؛
Image result for ‫عکس برای نامه‬‎

 نوشته ای که در زیر از نظر خواننده گرامی می گذرد نامه ای است که مرحوم میرزا محمد الویری به مرحوم احمدخان امیر حسینی سیف الممالک فرمانده فوج قاهر خلج رقمی داشته که شروع تا خاتمه نامه تمام از حروف بی نقطه الفبا انتخاب و در نوع خود از شاهکارهای ادب زبان پارسی به شمار می آید. انگیزه نامه و موضوع آن قلت در آمد و کثرت عائله و تنگی معیشت بوده است. این نامه در زمان ناصرالدین شاه بوده.
 
نامه :

ادامه مطلب

طبقه بندی: دلنوشته های خواندنی،  نوشته های کوتاه وجملات جالب،  ادبیات, شعر, داستان , تاریخ،  مطالب جالب وخواندنی، 
برچسب ها: شاهکار ادبیُ نامه بدون نقطه،  

تاریخ : یکشنبه 22 مرداد 1396 | 02:01 ق.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
داستانک حضرت آدم (ع) و شش نفر در سمت راست و چپش!!!

گویند حضرت آدم نشسته بود، شش نفر آمدند، سه نفر طرف راستش نشستند و سه نفر طرف چپ.
به یکی از سمت راستی‌ها گفت: «تو کیستی؟»
گفت: «عقل.»
پرسید: «جای تو کجاست؟»
گفت: «مغز.»

از دومی پرسید: «تو کیستی؟»
گفت: «مهر.»
پرسید: «جای تو کجاست؟»
گفت: «دل.»

ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات, شعر, داستان , تاریخ،  داستانهای کوتاه وخواندنی، 

تاریخ : جمعه 20 مرداد 1396 | 04:47 ق.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید / وحشی بافقی
دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
داستان غم پنهانی من گوش کنید
قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید
شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی
سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی
روزگاری من و دل ساکن کویی بودیم
ساکن کوی بت عربده‌جویی بودیم
عقل و دین باخته، دیوانهٔ رویی بودیم
بستهٔ سلسلهٔ سلسله مویی بودیم
کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات, شعر, داستان , تاریخ، 
برچسب ها: وحشی بافقی،  

تاریخ : شنبه 7 مرداد 1396 | 01:17 ق.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت / پروین اعتصامی

مست گفت ای دوست، این پیراهن است، افسار نیست
گفت: مستی، زان سبب افتان و خیزان میروی
گفت: جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست
گفت: میباید تو را تا خانهٔ قاضی برم
گفت: رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیست
گفت: نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانهٔ خمار نیست
گفت: تا داروغه را گوئیم، در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست
گفت: دیناری بده پنهان و خود را وارهان
گفت: کار شرع، کار درهم و دینار نیست
گفت: از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون کنم
گفت: پوسیدست، جز نقشی ز پود و تار نیست

ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات, شعر, داستان , تاریخ، 
برچسب ها: پروین اعتصامی،  

تاریخ : شنبه 7 مرداد 1396 | 01:15 ق.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا / وحشی بافقی

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا
خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا
التفاتی به اسیران بلا نیست ترا
ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا
با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا
فارغ از عاشق غمناک نمی‌باید بود
جان من اینهمه بی باک نمی‌یابد بود
همچو گل چند به روی همه خندان باشی
همره غیر به گلگشت گلستان باشی
هر زمان با دگری دست و گریبان باشی
زان بیندیش که از کرده پشیمان باشی
جمع با جمع نباشند و پریشان باشی
یاد حیرانی ما آری و حیران باشی

ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات, شعر, داستان , تاریخ، 
برچسب ها: وحشی بافقی،  

تاریخ : شنبه 7 مرداد 1396 | 01:10 ق.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات

 خلاصه ای از دیدگاه مشهور ترین شاعران معاصر را درباره عشق به همراه یکی از زیباترین عاشقانه های هر شاعر



ادامه مطلب

طبقه بندی: نوشته های کوتاه وجملات جالب،  ادبیات, شعر, داستان , تاریخ،  مطالب جالب وخواندنی، 
برچسب ها: عشق، دیدگاه شاعران معاصر از عشق،  

تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | 05:09 ق.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات

که با بیش از ۳۴۵میلیون لایک رکوردار در دنیای مجازی در سال ۲۰۱۵ بوده و هنوز نیز ادامه دارد...



ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات, شعر, داستان , تاریخ،  داستانهای کوتاه وخواندنی، 

تاریخ : یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 | 02:12 ب.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات

داستـان های کوتـاه و خوانـدنی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خاطرات زمستان را به بهار نیاور!

برفها آب شده بودند و دیگر خبری از سرمای زمستان نبود. فصل یخبندان تمام شده بود و کم کم اهالی دهکده شیوانا می توانستند از خانه هایشان بیرون بیایند و در مزارع به کشت وزرع بپردازند. همه از گرمای خورشید بهاری حظ می کردند و از سبزی و طراوت گیاهان لذت می بردند ...

در آن روز، شیوانا همراه یکی از شاگردان از مزرعه عبور می کرد. پیرمردی را دید که نوه هایش را دور خود جمع کرده و برای آنها در مورد سرمای شدید زمستان و زندانی بودن در خانه و منتظر آفتاب نشستن صحبت میکند.

شیوانا لختی ایستاد و حرفهای پیرمرد را گوش کرد و سپس او را کنار کشید و گفت:"اکنون که بهار است و این بچه ها در حال لذت بردن از آفتاب ملایم و نسیم دلنواز بهار هستند، بهتر است روایت یخ و سرما را برای آنها نقل نکنی! خاطرات زمستان، خوب یا بد، مال زمستان است. آنها را به بهار نیاور! با این حرف تو بچه ها نه تنها بهار را دوست نخواهند داشت بلکه از زمستان هم بیشتر خواهند ترسید و در نتیجه زمستان سال بعد، قبل از آمدن یخبندان همه این بچه ها از وحشت تسلیم سرما خواهند شد.

به جای صحبت از بدبختی های ایام سرما، به این بچه ها یاد بده از این زیبایی و طراوتی که هم اکنون اطرافشان است لذت ببرند. بگذار خاطره بهار در خاطر آنها ماندگار شود و برایشان آنقدر شیرین و جذاب بماند که در سردترین زمستان های آینده، امید به بهاری دلنواز، آنها را تسلیم نکند. پیرمرد اعتراض کرد و گفت :"اما زمستان سختی بود"

شیوانا با لبخند گفت:"ولی اکنون بهار است. آن زمستان سخت حق ندارد بهار را از ما بگیرد. تو با کشیدن خاطرات زمستان به بهار، داری بهار را نیز قربانی می کنی! زمستان را در فصل خودش رها کن!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ادامه مطلب

طبقه بندی: ادبیات, شعر, داستان , تاریخ،  داستانهای کوتاه وخواندنی، 

تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395 | 10:15 ق.ظ | نویسنده : جهانگیر کریمی | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب هواداران چاوشی
  • وب فروشگاه اینترنتی
  • وب ندای معلم
  • وب پنل پیامک
  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو